خدانخواست...

خداجون نمیدونم خوشحال باشم یا...فقط میدونم نخواستی آخرین گناه رو که فکر میکردم انجام بدم

آخرین گناهی که خودم سرگردان بودم  بادلهره و تردید بود ولی دلم میخواست انجام بدم

خداجون میدونم هرچی تو بخوای همون خیر منه پس خدایا شکرت!

یا ذالجلال و الاکرام!

ازت ممنونم ،نه فقط واسه اینکه نخواستی ،بلکه به خاطر چیزهایی که بهم دادی و ازشون غافل بودم

پس دیگه از گناهم حرفی نمیزنم و بچگی نمی کنم و هرچی دلم خواست دنبالش نمیرم، چون میدونم تو بخشیدی"یا الرحمن الراحمین"

قربونت برم خداجون که اینقد ماهی و خیر بنده هات رو میخوای اما ما بنده هات فراموشت میکنیم و.....

خوشحالم که فراموشم نکردی و این پایین پایینارو هم نگاه میکنی

         

      

/ 2 نظر / 17 بازدید
roya khoshnod

سلااااااام....وای خدا مردم از فوضولی...چه گناهی؟؟کاشکی بهم میگفتی...ببخشید که اینقده فوضولما....راستی خوفی؟؟؟....خوف که هستی ولی دلتنگ....معلومه...اشکال نداره....ایشالا درستو زودتر تموم کنی و برگردی...خیلبی دلم برا نوشته هات تنگ بود....بازم مث همیشه عالی نوشتی

هیچکس

[گل]